صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 30
رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )
وجودي آن به خداوند را مىرساند « 1 » ؛ امّا « حادث بودن » ، بويژه در معناى مورد نظر صدر المتألّهين ، مفهومي است كه به نحوهء هستى يأبى جهان از وجود حقّ - تعالى - اشاره دارد . به بيان ديگر ، اين دو مفهوم از دو نگاه متفاوت به موجودات جهان طبيعت انتزاع مىشوند : وقتي كه به أصل وجود اين موجودات نظر كنيم ، آنها را « مخلوق وآفريده » ووابسته به آفريدگار مىيابيم ؛ وآنگاه كه ديده به نحوهء وجودشان بدوزيم ، آنها را « حادث وپديده » وشأني از شؤون پديدآور مىبينيم . با اين تفكيك ، جهان را چه حادث بدانيم چه ندانيم ، در هر صورت مىتوانيم آن را مخلوق - حتّى به معناى آفريده از عدم - بينگاريم . از اين رو است كه مىبينيم در قرآن كريم سخن فراوان از خلق « 2 » أشياء وجهان
--> ( 1 ) در مقالهء « نظريّهء ديني آفرينش » از دائرة المعارف فلسفه به اين نكتهء سودمند اشاره شده است كه « نه همهء نظريّههاى مربوط به پيدايش جهان [ Cosmogony ] خصوصا نظريّههاى آفرينش [ creation ] هستند ، ونه همهء شرح وتفسيرهاى راجع به آفرينش تفسيرهايى صرفا در خصوص آغاز حوادث . . . . نظريّهء مسيحي دربارهء آفرينش ، در درجهء أول ، در خصوص وابستگى وجودي جهان به خدا است ؛ واينكه آيا جهان يك آغاز واقعي - لحظهء نخستين - داشته فقط يك عنايت ثانوي است . » ( Hepdurn , Ronald W . , " Creation , religious doctrine of " ، ni rotide , sdrawde luap : ni chief , the gncyclopedia of philosophy , vol . 2 , new york , 1967 ( . إيان باربور نيز در كتاب علم ودين با اشاره به دو نظريّهء رقيب راجع به منشأ جهان در اختر شناسى نوين - يعنى نظريّهء آفرينش آنى ( يا « انفجار بزرگ » ) ونظريّهء آفرينش مداوم ( يا « حالت يكنواخت » ) - مىگويد : « نظر ما اين است كه مسيحيان ومؤمنان لازم نيست جانب هيچيك از دو نظر را بگيرند ، چه عقيدة به آفرينش در واقع راجع به آغاز زماني جهان نيست ، بلكه راجع به رابطهء اساسى واصلى بين جهان وخداوند است . محتواى ديني مفهوم آفرينش با هر دو نظريّه سازگار است . . . » . ( إيان باربور ، علم ودين ، ترجمهء بهاء الدّين خرّمشاهى ، تهران ، مركز نشر دانشگاهى ، 1362 ش ، ص 398 - 400 . ) ( 2 ) واژهء « خلق » در قرآن كريم به معاني مختلفي بكار رفته است ؛ در اينجا معناى « آفريدن » و « آفرينش » مورد نظر ماست ، كه به اين معنا - به گفتهء صاحب قاموس قرآن - بيش از چهل بار در قرآن آمده است . ( رك : سيّد على أكبر قرشي ، قاموس قرآن ، تهران ، دار الكتب الإسلاميّة ، 1352 ش ، ج 2 ، ص 292 . نيز : - حسن المصطفويّ ، التّحقيق في كلمات القرآن الكريم ، تهران ، بنگاه ترجمه ونشر كتاب ، 1360 ش ، ج 3 ، ص 113 - 117 . )